نوشته شده در تاریخ: سه شنبه 11 خرداد 1389 4:28:54 ب.ظ

پايگاه اينترنتي فورچون در مقاله اي تحليلي امكان تصحيح چشمگير قيمت سهام در بازار هاي مالي جهان را مطرح كرده است. در اين مقاله آمده است:

پايگاه اينترنتي فورچون در مقاله اي تحليلي امكان تصحيح چشمگير قيمت سهام در بازار هاي مالي جهان را مطرح كرده است. در اين مقاله آمده است:

در اكتبر سال 1987 طي دو هفته ارزش سهام در بازار هاي آمريكا تقريباً سي درصد كاهش يافت كه دومين سقوط بزرگ قيمت ها در تاريخ آمريكا محسوب مي شود. اين رويداد مي تواند بار ديگر اتفاق بيفتد زيرا در حال حاضر قيمت ها در بازار هاي مالي بيش از حد بالا هستند. اين گفته بدان معنا نيست كه تصحيح چشمگير قيمت ها اجتناب ناپذير است اما شبه حبابي كه اواخر سال 2008 و اوايل سال 2009 به واسطه فروش شديد سهام تشكيل شد امكان سقوط ناگهاني قيمت ها را افزايش مي دهد. همچنين قيمت هاي بالاي كنوني تضمين مي كند كه سرمايه گذاران در سالهاي آينده سود پائيني از حضور در بازار هاي مالي خواهند برد.

اجازه دهيد ببينيم قبل از سقوط قيمت سهام در اكتبر سال 1987 وضعيت بازار ها چطور بود. براي اين مقاله ما از نسبت قيمت به بازده كه از سوي روبرت شيلر اقتصاددان دانشگاه ييل محاسبه شد استفاده مي كنيم. او براي محاسبه اين نسبت ها بازده و قيمت سهام موجود در شاخص استاندارد اند پورز 500 را طي ده سال محاسبه كرده است.

در پايان سال 1987 قيمت و بازده سهام بسيار بالا بود و نسبت قيمت به بازده طي چهار سال و نيم دو برابر شده و به رقم 18.3 يعني بسيار بالاتر از متوسط تاريخي چهارده رسيده بود. سود نقدي نيز در حد 2.6 درصد محاسبه شده است كه از 4.5 درصد يعني متوسط سود نقدي پائين تر بود. اين رقم بسيار مهم است زيرا در بلند مدت سود نقدي بزرگ ترين منبع سود دهي سرمايه گذاري براي سرمايه گذاران است. پس از سقوط قيمت ها نسبت قيمت به بازده 13.3 يعني متوسط شصت ساله رسيد و سود نقدي نيز در حد چهار درصد بود. بدين ترتيب بازار شاهد يك تصحيح بزرگ بود.

از اوايل سال 2008 تا مارس 2009 قيمت سهام بطور مداوم كاهش يافت يعني همان روندي كه طي دو هفته در ماه اكتبر سال 1987 رخ داد.

طي سال گذشته نسبت قيمت به بازده از حدود بيست به 13.3 كاهش يافت. يعني دقيقاً همان رقمي كه در سال 1987 مشاهده شد. سود نقدي نيز به چهار درصد رسيد. طي چند هفته به نظر مي رسيد رونق به بازارها بازگشته و ناگهان خريد اوراق بهادار كه بيش از بيست سال قيمتي بيش از حد واقعي داشتند  فرصتي براي سود بردن محسوب شد يعني همان جوي كه در پايان سال 1987 وجود داشت.

اما اين منطق پايدار نماند. در ماه مي سال جاري نسبت قيمت به بازده به 22 رسيد يعني سود نقدي به حد 1.8 درصد كاهش يافت. طي روزهاي اخير قيمت سهام حدود هفت درصد كاهش يافته است اما اين كاهش به اندازه اي نيست كه قيمت ها را به حد واقعي شان نزديك كند. حال اين سوال مطرح مي شود كه وضعيت كنوني نسبت قيمت به بازده چه چيزي را درباره آينده به ما مي گويد؟ بالاترين احتمال اين است كه قيمت اوراق بهادار شبيه اكثر حوزه هاي سرمايه گذاري به حد متوسط خود باز مي گردد.بنابراين پس از يك حباب، قيمت ها به متوسط تاريخي خود باز مي گردند. اما اين فرآيند چه مدت طول خواهد كشيد؟ در سال 1987 اين امر تنها چند روز طول كشيد و در دهه 1990 و سالهاي 200 و 2001 قيمت سهام سالها بالاتر از حد واقعي شان باقي ماند.

اكنون مشكل اينجاست كه اگر نسبت قيمت به بازده ثابت باقي بماند تنها سودي كه نصيب سرمايه گذاران مي شود سود نقدي است. امروزه سود نقدي 1.8 درصد است و بازده هر سهم معمولاً 1.5 درصد يعني پائين تر از حدي است كه وال استريت تبليغ مي كند. بنابراين كل سود سرمايه گذاري در قيمت هاي كنوني 3.3 درصد است كه اگر 2.5 درصد تورم را هم به آن اضافه كنيم بين 5.5 تا 6 درصد خواهد شد. اما اين ميزان كافي نيست زيرا ريسك سرمايه گذاري در سهام بالاتر از آنستكه سرمايه گذاران به خاطر سودي به اين اندازه كم وارد آن شوند. بدين ترتيب تنها راه افزايش بازده در آينده كاهش نسبت قيمت به بازده است.

اما قيمت ها تا چه حد بايد كاهش يابند؟ براي آنكه نسبت قيمت به بازده در شاخص استاندارد اند پورز 500، به حد 14 باز گردد اين شاخص بايد 33 درصد پايين آيد و به كمتر از 800 برسد يعني مقداري كه اوايل سال 2009 داشت. اين روند سود نقدي را بالاخره بالا خواهد برد.

به احتمال بسيار زياد طي امسال يا سال آينده شبيه سال 1987 قيمت ها در بازار هاي مالي به شدت كاهش خواهند يافت زيرا در حال حاضر قيمت ها بسيار بالا هستند. احتمال اينكه قيمت ها به ميزاني چشمگير از حد كنوني بالاتر روند بسيار كم است. صرف نظر از اتفاقاتي كه طي دو سال آينده رخ مي دهد، ترديدي وجود ندارد كه سرمايه گذاراني كه اكنون سهام مي خرند طي ده سال آينده سودي پايين  كسب خواهند كرد. براي مثال اگر شما در سال 2003 سهام را با نسبت قيمت به بازده كنوني يعني 22 مي خريديد هر سال بازدهي سه درصدي كسب مي كرديد كه براي جبران تورم هم كافي نيست.

حال اجازه بدهيد به يك دهه تا دو دهه آينده نگاهي بكنيم. شواهدي محكم وجود دارد حاكي از اينكه قيمت ها از اهميت بالايي برخوردار هستند. بجز در موارد استثنا، خريد سهامي كه قيمت بالايي دارند يعني نسبت قيمت به بازده آنها بالاتر از 20 است سودي پائين به سرمايه گذار خواهد رساند.

نظرات: